<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-19766732</id><updated>2012-04-25T22:16:37.824+04:30</updated><category term='كارو'/><category term='تنيس'/><category term='شعر'/><category term='جام جهان نماي IT'/><category term='ورزش'/><category term='ژانر'/><category term='گفته هاي بزرگان'/><category term='در شهر'/><category term='دانلود'/><category term='دكتر شريعتي'/><category term='کتاب گويا'/><category term='كتاب'/><category term='ICTpress'/><category term='محسن نامجو'/><category term='روزانه'/><category term='جهان سوم'/><category term='يوتيوب'/><category term='داستان'/><category term='موزيك'/><category term='درسواره زندگي'/><category term='عكس'/><category term='فيلم'/><category term='علمی-تخیلی'/><category term='خودنوشت'/><title type='text'>Splinter Cell</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://ehsantarighat.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/19766732/posts/default/-/%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehsantarighat.blogspot.com/search/label/%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>احسان طريقت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://ehsantarighat.persiangig.com/image/2.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>3</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-19766732.post-8862852371962630139</id><published>2011-11-04T11:28:00.003+03:30</published><updated>2011-11-04T11:34:23.584+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خودنوشت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علمی-تخیلی'/><title type='text'>پایان سفر ده ساله با قطار هاگوارتز</title><content type='html'>&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;روز 30 ژوئن 1997 وقتی اولین کتاب از &lt;a href="http://www.blogger.com/7-Harry%20Potter%20and%20the%20Deathly%20Hallows%20-%202010%20-%20Part%201" target="_blank"&gt;مجموعه داستان های هری پاتر&lt;/a&gt; منتشر شد، نه تنها خود جی.کی.رولینگ ، نویسنده داستان تصوری از جهانی شدن خودش و کتابش نداشت، بلکه خیلی از علاقه مندان این سبکِ داستانی هم شاید تصوری از سوار شدن به قطاری برای سفری به مدت 10 سال با انواع و اقسام جادوگرها، جانوران و خیلی هیجان های دیگه رو نداشتن. کسی تصور نمی کرد که وقتی سال 2007 آخرین جلد این مجموعه منتشر شد، چه صف های طولانی برای خرید کتاب، اون هم ساعت ها قبل از شروع به فروش رفتنش تشکیل شد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;باید یه نکته ای رو قبول کنیم. خیلی ها، از سبک داستان های علمی تخیلی فانتزی خوششون نمیاد. خیلی ها اون رو مسخره می کنن و خوندن کتابها، یا دیدن فیلمهایی که به این سبک هستن رو وقت تلف کردنی بیش نمیدونن. اما من جور دیگه ای فکر می کنم. همونطور که ریاضیات، علوم، فیزیک شیمی و درسهای دیگه در مدارس و دانشگاه ها به احیار تدریس میشه، همونطوری که جای خیلی درس ها در مدارس و دانشگاه ها مثل فلسفه و منطق، هنر، موسیقی، نقاشی و… خالیه، جای درس ها، کتاب ها و فیلم هایی که با تخیل به صورت فانتزی برخورد داشته باشه هم خالیِ هستش. چه بسا درس هایی که به بارور شدن تخیل کمک کنه خیلی مهمتر و لازمتر از خیلی درسهای دیگه باشه. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://4.bp.blogspot.com/_n0PLuPxHClE/SIj9W4HWDcI/AAAAAAAAAHg/NPaK4jPAUjY/s400-R/imagination_vs_knowledge.jpg" style="display: block; float: none; margin: 0px auto 5px;" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;چه اشکالی داره در مراکز تربیتی، کتابهای بزرگ علمی تخیلی خونده بشه؟ چه اشکالی داره کودکان و نوجوانان و حتی بزرگترها گاهی اون دنیای تماما واقعی خودشون رو ترک کنن و ذهنشون رو بفرستن به دنیای فانتزی و علمی تخیلی؟ چه اشکالی داره فکر کنیم دنیا مثل زمان &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Lord_of_the_rings" target="_blank"&gt;ارباب حلقه ها&lt;/a&gt;س؟ یا &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Voldemort" target="_blank"&gt;ولدمورتی&lt;/a&gt; وجود داره که داره دنیا رو تسخیر می کنه؟ یا مدرسه ای به نام &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Hogwarts" target="_blank"&gt;هاگوارتز&lt;/a&gt; هست که کارش تعلیمِ جادوگری هستش؟ چه اشکالی داره زندگی با aliens رو تصور کنیم؟ یا بدونیم که &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/John_Connor" target="_blank"&gt;جان کانری&lt;/a&gt; هست تا دنیا رو از دست ربات ها نجات بده؟ جوابش خیلی ساده است: هیچ اشکالی نداره. فقط متاسفانه قهوه قهریه‏ی ذهنیِ خیلی از ماها آنچنان دیواری از واقعیت دور ذهنمون کشیده که هیچکدوم از این دنیاها و قهرمان هایی که گفته شد راهی برای ورود به اون پیدا نمی کنن. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;شیوه آموزشی کاملا سنتیِ ما (نه فقط ما، که خیلی از کشورهای دیگه) به ما اجازه نمیده درسی برای بارور کردن قوه تخیل خودمون و بچه هامون داشته باشیم. همونطور که آب هوا زمین نفت انرژی و خیلی چیزهای دیگه برای آیندگان مهمه، تخیل کردن و میراث گذاشتن اون برای آیندگان هم مهمه. باید درک کنیم این موضوع رو و به باور برسیم که تخیل مهم است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;img height="332" src="http://idigitalcitizen.files.wordpress.com/2009/08/harry-potter-ron-weasley-hermione-granger-hp7-portraits-6x4.jpg?w=1800" style="display: block; float: none; margin: 0px auto 5px;" width="493" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Harry_Potter_%28character%29" target="_blank"&gt;هری پاتر&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Ron_Weasley" target="_blank"&gt;رون ویزلی&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Hermione_Granger" target="_blank"&gt;هرماینی گرنجر&lt;/a&gt;، 3 قهرمان از ده ها قهرمان مجموعه هری پاتر بودن که 10 سال ما رو با قوه تخیل جی.کی.رولینگ پیوند زدند. ده سال پر از خاطره، ترس، استرس، شادی و هیجان. مجموعه هری پاتر با آخرین فیلمی که ازش ساخته شد، به طور رسمی برامون تموم شد. اما همه ما امیدوارم حداقل یک بار کتابهاش رو بخونیم. هیجانش رو درک کنیم و فیلم هاش رو ببینیم. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;من به شخصه از رولینگ و قهرمانانش برای ده سالِ خوبی که برام رقم زدند تشکر می کنم و به احترامشون از جام بلند میشم. برای هنرپیشه هایی که نقش هاشون رو به خوبی تمام بازی کردن و به تمام خوانندگان پیر و حوان و کودکش احترام میذارم. کاش بشه روزی که مجموعه هایی به این خوبی و حتی بهتر داشته باشیم برای خوندن و دیدن و به ذهن خودمون و تخیلمون بیشتر بها بدیم و احترام بذاریم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/19766732-8862852371962630139?l=ehsantarighat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ehsantarighat.blogspot.com/feeds/8862852371962630139/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=19766732&amp;postID=8862852371962630139' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/19766732/posts/default/8862852371962630139'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/19766732/posts/default/8862852371962630139'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehsantarighat.blogspot.com/2011/11/blog-post.html' title='پایان سفر ده ساله با قطار هاگوارتز'/><author><name>احسان طريقت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://ehsantarighat.persiangig.com/image/2.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_n0PLuPxHClE/SIj9W4HWDcI/AAAAAAAAAHg/NPaK4jPAUjY/s72-Rc/imagination_vs_knowledge.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-19766732.post-5517269162270093664</id><published>2011-04-08T12:15:00.001+04:30</published><updated>2011-04-08T12:15:13.831+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علمی-تخیلی'/><title type='text'>تخیل نکن! تخیل مردنی است</title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 5px; display: block; float: none" src="http://alkhxa.blu.livefilestore.com/y1p1M0cbyZ1Y3Jb6JLwtzsGqKuRj5xyKlUG4Gp-uv6gbkYA08MEHp7OWaGeY9l1EVSdCRn0JAfZ07NAfisxMaKkuumCCH2x8Drl/HPIM0782.jpg?psid=1" width="160" height="215" /&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;چند روز قبل مشغول دیدن بخش اول&amp;#160; از آخرین فیلم سریِ هری پاتر بودم. هری پاتر و یادگاران مرگ. دیشب اولین قسمت از جنگ ستارگان رو دیدم. چند وقت پیش سری اول از انیمه های &amp;quot;ترنسفورمرز&amp;quot; رو دیدم. همه این ها علاوه بر فیلم ها و سریال های دیگه ای که دیده بودم قرار داشتن. هرچند من شاید مثل خیلی دیگه از دوستان تو این فضا نبودم و همه کتاب های خیلی خوب و معروف رو نخونده باشم، اما می تونم درباره علاقه ام و حداقل سری کتاب ها و فیلم های هری پاتر صحبت کنم. اما...   &lt;br /&gt;چند روز پیش که تو یکی از کتابفروشی های نسبتا معروف و بزرگ تهران داشتم دنبال کتابی برای دوستم می گشتم، یه دفعه به سرم زد که قفسه کتاب های ع.ت رو هم یه نگاهی بندازم.با تعجب دیدم تو این کتابفروشی چیزی به اسم قفسه علمی-تخیلی وجود نداره. از مسئول اونجا پرسیدم که کتابهای ع.ت کجا هستن و اون همه با کمک شک و تردید گفت تو بخش کودکان! من همه کاملا با تعجب گفتم پس بزرگا چی؟ و اون جوابش رو از سر بی میلی تکرار کرد:&amp;quot;گفتم که تو بخش کودکان!&amp;quot;     &lt;br /&gt;اولش برام جالب شد که خوب حالا ایشون اینطوری جواب دادن من برم ببینم که چی داره. بعد از رسیدن به بخش کودکان! تعجبم بیشتر شد. چون نه از کتاب های معروفی که بهم معرفی شده بود خبری بود و نه از چیدمان درستی برای کتابها. کاملا نا امید از اونجا بیرون اومدم و یکی دوجای دیگه رو سر زدم. باز هم همین بود. چیزی که حتما قبل از این هم وجود داشته و حتما من برای اولین بار دارم بهش توجه می کنم، بی توجهی به کتاب های علمی تخیلی هستش.    &lt;br /&gt;اما واقعا ع.ت چیست؟ آیا باید بخونیم؟ آیا واقعا فقط کودکان و نوجوانان باید این جور داستان ها رو بخونن؟! یا این فقط یک قالب ذهنی برای ما هستش که ارزشی نداره واقعا؟    &lt;br /&gt;توی دنیای واقعی ما چه اتفاقاتی مگه می افته؟ آیا جز این هستش که وقایع عادی، قالب بندی شده و نسبتا قابل پیش بینی رخ میده و ما مثلا از اونها درس می گیریم و به زندگی ادامه میدیم؟ حالا شما فکر کنید که علاوه بر این دنیای واقعی، دنیای دیگه ای هم باشه. مثلا مثل هری پاتر بفهمید که به دنیای دیگه ای هم تعلق دارید که اتفاقا در اونجا خیلی معروف هستید. یا می توانید در نبرد بین انسان ها و ربات ها، نجات دهنده نسل بشر باشید و با دشمنانتون بجنگید، درست مثل جان کانر. یا توی نبرد بین گرگینه ها و ومپایرها بودن هیجان نداره؟    &lt;br /&gt;همه اینها از تخیل شکل می گیره. از تخیل نویسنده ای که روی این موضوع ذهنش رو پرورش داده و گذاشته هرجا که می خواد بره. چه بسا خیلی از اختراعات بشر و پیشرفتهاش از تخیلاتمون در همون نسل و یا نسل های قبلی به دست اومده. وقتی داستان های سفر به ماه یا کرات دیگه یا ربات ها و ... مطرح می شد، آیا کسی فکر می کرد که واقعا روزی این اتفاق به حقیقت تبدیل بشه؟    &lt;br /&gt;اما برخورد ما با این موضوع چیه؟ تو بچگی بهت از این کتاب ها و فیلم ها نمی دن بخونی. چرا؟ چون اینا خشونت داره، تخیلیِ، ذهن آدم رو منحرف می کنه و از این چیزا. بزرگ هم که میشی میگن اینا واسه شما خوب نیست، این چرت و پرت ها چیه.این چیزا واسه بچه هاس و شما کارهای مهمتری هست تا خوندن این چیزا و الی آخر.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&amp;#160;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 5px; display: block; float: none" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/8/81/Potter_queue.jpg/400px-Potter_queue.jpg" width="269" height="181" /&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ولی وقتی عکس هایی که پابلیش می شد از فروشگاه هایی که کتابهای هری پاتر رو تو خارج می فروختن، یا صف فیلم های استار وارز جورج لوکاس رو نشون میدادن، می شد به راحتی جمعیت زیادی از مردم رو در سنین مختلف دید که برای چیزی که بهش علاقه دارن، انتظار می کشن و تخیلشون رو به پرواز در میارن. چیزی که در اینجا چندان جالب دونسته نمیشه و با همه چیز کلیشه ای برخورد میشه. واقعا چی میشه که ما هم اژدها داشته باشیم؟ یا آواتارمون رو به سیاره ای دیگه بفرستیم یا کوئیدیچ بازی کنیم.    &lt;br /&gt;تخیل همه ما شاید (حتما!) مثل همدیگه نیست. شاید کسی تخیلش رو پرورش داده باشه و یا به طور ذاتی قوه تخیلش زیاد باشه و بتونه داستان های جذاب و بی نظیری خلق کنه. ما هم در عوض می تونیم ذهنمون رو در کنار ذهن افراد قوی تر پرواز بدیم و در فضایی که اونها خلق می کنند سفر کنیم. باور کنیم که تخیل و فانتزی به سن محدود نمیشه و جلوی پرورش یا پروازش رو نگیریم.    &lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/19766732-5517269162270093664?l=ehsantarighat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ehsantarighat.blogspot.com/feeds/5517269162270093664/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=19766732&amp;postID=5517269162270093664' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/19766732/posts/default/5517269162270093664'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/19766732/posts/default/5517269162270093664'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehsantarighat.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='تخیل نکن! تخیل مردنی است'/><author><name>احسان طريقت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://ehsantarighat.persiangig.com/image/2.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-19766732.post-2062974651042233118</id><published>2011-03-24T11:44:00.001+04:30</published><updated>2011-03-24T11:44:51.080+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='كتاب'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فيلم'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علمی-تخیلی'/><title type='text'>ژانر علمی-تخیلی: مقایسه یا پذیرش</title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 5px; display: block; float: none" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1p0c_nMH5SF9tx4kv-3fo8iTj-O8PQ0t5pDATdvxrH9tFPB8Atv_JD-vw_p_MJvyeF9Q-kmm9CEqIXULMgHCBcdg/Spacecraft6_by_wanbao.jpg?psid=1" width="376" height="206" /&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;مدتی هست که دوباره به لطف یکی از دوستانم به خوندن، دیدن و صحبت کردن در مورد ژانر علمی تخیلی روی آوردم. هرچند این روی آوردن عمدا تو بخش فیلم و انیمه بوده. اگر انیمه(که من چندان در دیدن و درک کردنش تجربه ای ندارم و فقط چند قسمت از یک مجموعه رو دیدم) رو کنار بذاریم، اختصاصا می خوام در مورد دیدن و لذت بردن از ژانر علمی-تخیلی صحبت کنم.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;من معمولا تنها فیلم میبینم و یا در گذشته که فرصت بیشتری داشتم، تنها به سینما می رفتم. اما خوب بارها پیش اومده که مجبور بودم یا دوست داشتم فیلمی رو که خودم دیدم و ازش لذت بردم رو با جمع قسمت کنم و با هم ببینیم. چون به نظرم فیلم خوبی بوده و دوست داشتم که اونها هم از دیدنش لذت ببرن. حالا این فیلم هرچیزی می تونسته باشه. از فیلم رمانتیک و خانوادگی تا فیلم های علمی تخیلی که موضوع بحث من هستند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;یکی از مشخصه های ژانر علمی-تخیلی، رها شدن ذهن نویسنده به فضا و زمانی هستش که یا در عالم واقعیت وجود ندارد، و یا مربوط به زمان و مکان دیگری است. در این سفر به زمان و مکان اگر از قوانین علمی و یا حتی دستمایه های آن بهره بگیریم داستان ها و روایت های بی نظیری خلق می شوند. شاید چیزی که برای ما به تصویر کشیده می شود، با آن چیزی که در ذهن ما یا حتی در واقعیت وجود دارد کاملا متفاوت است. اما وقوعش محتمل و در آینده حتی قریب والوقوع باشد.&amp;#160; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اما خیلی مواقع پیش میاد که بیننده از اصل “پذیرش فضای داستان” دور میشه. این اصل رو من خودم برای خودم تعریف کردم و سعی می کنم همیشه ازش پیروی کنم. اصل “پذیرش فضای داستان” برای من خطوط قرمزی رو در پیش از روایت داستان مطرح نمیکنه. بلکه یادآوری می کنه داستانی که داره برای من روایت میشه در چه فضایی هستش و من برای پذیرفتن داستان(همون لذت بردن) باید چه چیزایی رو قبول کنم و با حتی چه چیزایی رو باید از ذهنم دور نگه دارم.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;بذارید کمی از ماجرای علمی تخیلی دور شم و برم به فضای بالیود. بله! سینمای هند که طرفداران خودش رو هم داره. بارها شده که من خودم فیلمی از این دسته فیلمها دیدم و حتی شاید لذت هم بردم. فضای رنگی، موسیقی، رقص و آواز، عشق و عاشقی، پیدا شدن خواهر برادری که سالها از هم دور بودن و خیلی چیزهای دیگه که کاملا به صورت کلیشه در فیلم های هندی پیدا میشه و معمولا خیلی هم طرفدار داره. بالیود هم سبک خاصی برای خودش داره که اگر بخواهید فیلمی از اون رو ببینید و ازش لذت ببرید باید فضای فرهنگی-داستانی این ژانر رو بپذیرید، حتی اگر از اون چیزی که مورد نظر شماست خیلی فاصله داشته باشه.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&amp;#160;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 5px; display: block; float: none" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pPmAm0PRucdXmU8inEd6zb-Nk0AaHVSkkcJa1N4Y-NdHa8AHNiIGNT5JMft6jAa1H8BEc_9RX9LE1Rm5HLJrZ8A/Rotary_cannons_for_some_by_flyingdebris.jpg?psid=1" width="384" height="346" /&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&amp;#160;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;شبیه به همین موضوع هم در ژانر علمی-تخیلی وجود داره. داستانی پر از رباتها، سفرهای درون شهری یا ابزارهای عجیب، ابرقهرمان هایی که از بین نمیرن، پرواز می کنن، حرکات عجیب انجام می دهند و خیلی موضوعات دیگر به علاوه موارد علمی مختلف، دستمایه این داستان ها هستند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;برای درک این فضا باید اون چیزی که محدودیت مورد پذیرش درک شما از وقایع هست را کنار بذاریم و اصلا پذیرش فضای داستان رو جایگزینش کنیم. چه اشکالی داره که مردی از آهن بتونه به آدم بدها غلبه کنه و در میان ما هم زندگی کنه؟ از کجا معلوم که روزی رباتها به انسان ها حمله نکنن؟ از کجا معلوم روزی انسان مجبور به ترک زمین نشه وبه&amp;#160; جایی دیگه مهاجرت نکنه؟&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;همه این موارد ممکن است که در عالم واقعیت رخ نده، اما در عالم تخیل اجاره بدید چیزی که برایتان عجیب و غیر قابل باور هست، رخ بده. مگر زمانی که در کتاب ها و داستان ها رویای سفر به ماه و سفینه فضایی و … وجود داشت کسی می توانست آن را باور کند؟ چیزی که در زمانی به صورت علمی-تخیلی بود در زمان دیگری به وقوع پیوست.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;داستان های علمی –تخیلی فضایی باز از ذهن نویسنده داستان را به نمایش میگذارند که برای فهمیدن و لذت بردن از آن نباید درگیر قید و بندهای دنیای واقعی بود.&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/19766732-2062974651042233118?l=ehsantarighat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ehsantarighat.blogspot.com/feeds/2062974651042233118/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=19766732&amp;postID=2062974651042233118' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/19766732/posts/default/2062974651042233118'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/19766732/posts/default/2062974651042233118'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehsantarighat.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='ژانر علمی-تخیلی: مقایسه یا پذیرش'/><author><name>احسان طريقت</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://ehsantarighat.persiangig.com/image/2.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
