دلايل مهاجرت يك خانواده ايراني به كانادا - كانال CBC

The Windmills of Your Mind

سال پيش يكي از دوستان يه آهنگي را به اسم the windmills of your mind را روزي از روزهاي خدا به من تقديم كرد. اون موقع مي‌گفت هروقت اين آهنگ را مي‌شنوه ياد من ميافته و …. خود من هم اون آهنگ را خيلي دوست داشتم و دارم. ريتم آهنگ خيلي دوست داشتني و لطيف بود. بد نديدم كمي راجع به اون آهنگ بنويسم.

Noel Harrison

آهنگ the windmills of your mind توسط Alan Bergman, Marilyn Bergman, Michel Legrand براي فيلم The Thomas Crown Affair در سال 1968 ساخته شده و Noel Harrison هم اون را اجرا كرده. اين آهنگ برنده جايزه اسكار بهترين موسيقي متن تو همون سال شد.

از اين آهنگ نسخه‌هاي مختلفي وجود داره كه ميشه به نسخه‌هايي كه Dusty Springfield، Alison Moyet Swing Out Sister, Sting خوندن اشاره كرد. نسخه‌اي كه Sting اجرا كرده در سال 1999 در بازسازي فيلم استفاده شده و نسخه‌اي كه Dusty Springfield اجرا كرده در سال 2005 در فيلم Breakfast on Pluto استفاده شده. آهنگ به وضعيت روحي فردي اشاره مي‌كنه كه در يك حالت رمانتيك و شكست خورده از عشق قرار گرفته و خاطراتش را مانند دايره‌هايي بيان ميكنه كه ضربات سختي را به سر خودش وارد مي‌كنه.

در آخر نسخه‌هاي مختلفي را از اجراهاي مختلف اين آهنگ براتون مي‌ذارم.اميدوارم لذت ببريد.

نسخه Noel Harrison-original sound track of the movie

نسخه Dusty Springfield

نسخه Fausto Papetti (اجرا شده با ساكسيفون)

نسخه Petula Clark

نسخه Sting

نادال ويرانگر


دقايقي پيش بازي فينال بين رافائل نادال اسپانيايي و راجر فدرر سوييسي تموم شد. نادال 3 بر صفر فدرر را نابود کرد. این بدترين باخت فدرر در 187 بازي گرند اسلمي بود که تا حالا بازي کرده بود و اين فينال هم کوتاه ترين بازي فينال از سال 1977 تا به حال بود!!!

نادال دومين فردي هست که در تاريخ مسابقه ها برای 4 بار قهرماني را مال خودش مي کنه. از سال 1978 تا 81 اين Bjorn Borg بوده که اين عنوان را از آن خودش کرده. نادال 28 بازی در تاريخ اين مسابقات با پيروزی پشته سر گذاشته و هيچ باختی نداشته و از 91 ست ممکنه 84 تا را با پيروزي پشت سرگذاشته. نادال بعد از سال 1980 که بورگ بدون حتي يک ست باخته مسابقه ها را پشت سر گذاشته بود، اولين کسي هست که این کار را بار ديگه تکرار ميکنه. جالبه که بورگ در استاديوم حاضر بود و بازي را ميدید.

اين پنجمين باري بود که این دو تنيسور در فينال يک گرند اسلم با هم بازي ميکردن که هر 5 بار را نادال پيروز شده. فدرر باز هم نتونست قهرماني اين مسابقه ها را از آن خودش بکنه، کاری را که خيلی از قهرمانهای ديگه اي مثل Pete Sampras, John McEnroe, Jimmy Connors, Boris Becker , Stefan Edberg هم نتونسته بودن این کار را انجام بدن.

مسابقات گرند اسلم تنيس و آنا ايوانويچ

همونطور كه ديروز قول داده بودم امروز كمي راجع به تنيس مي‌خوام بنويسم.

4 مسابقه تنيس از لحاظ اهميت و درجه اعتبار به grand slam شهرت پيدا كرده‌اند. اين مسابقه ها به ترتيب در استراليا، فرانسه، انگليس و آمريكا برگزار ميشن. امروز روز نهايي دومين گرند اسلم سال 2008 كه french open يا Roland Garros معروف هست برگزار ميشه.

مسابقات رولند گرروس از اواخر ماه May تا اوايل ماه June طي 2 هفته برگزار ميشه. نوع زمين مسابقه‌ها خاك رس هستش كه تنها گرند اسلم برگزاري روي اين نوع زمين به حساب مياد. گرند اسلمهاي استراليا و آمريكا روي زمين hard court و ويمبلدون روي چمن برگزار ميشه.

در 3 دوره گذشته رقابتهاي مردان گرند اسلم رافائل نادال اسپانيايي 3 دوره پياپي قهرمان مسابقه‌ها شده كه در نوع خودش ركورد حساب ميشه و امروز هم دوباره به فينال راه پيدا كرده. از طرفي هم 3 دوره گذشته زنان را جاستين هنين – Justine Henin – بلژيكي برنده شده بود كه ديروز اين قهرماني به آنا ايوانويچ صرب رسيد كه اولين باري بود كه اين رقابتها را مي برد.

آنا ايوانويچ (Ana Ivanovic) از پدر و مادري صربستاني متولد شده است. مادر او Dragana كه وكيل دادگستري هست تو تمام مسابقاتي كه آنا شركت مي‌كنه حضور پيدا مي‌كنه و پدرش Miroslav با توجه به شغلي كه داره سعي ميكنه در اغلب مسابقه‌ها دخترش را همراهي كنه. آنا يه برادر جوانتر داره به اسم Milos كه علاقه داره با خواهرش بسكتبال بازي كنه. از علاقه‌منديهاي آنا ميشه به خريد كردن، تماشاي فيلم و بازي سودوكو اشاره كرد. يكي از عموهاي آنا هم در گذشته بازيكن فوتبال بوده. آنا علاوه بر بازي تنيس، در دانشگاه بلگراد رشته اقتصاد را مي‌خونه. در سال 2007 از طرف يونيسف به عنوان سفير حسن نيت در صربستان انتخاب شد. حوزه فعاليتش در بخش كودكان و آموزش هست.

آنا در سال 2007 هم به فينال مسابقات رولند گرروس راه پيدا كرده بود اما به Justine Henin بازي را باخته بود و امسال هم فينال گرند اسلم استراليا را 2 به صفر به ماريا شاراپووا واگذار كرده بود. آنا كلا 7 بار به عنوان نفر اول مسابقات انتخاب شده كه 5 بار روي زمين سخت و 2 بار بر روي خاك رس بوده. از لحاظ جايزه‌هاي مالي در رتبه سوم قرار داره و تا حالا 4182247 دلار برنده شده.

مسابقات تنيس رولند گرووس - اوپن فرانسه

امروز فينال مسابقات تيیس آزاد فرانسه موسوم به رولند گرووس در قسمت زنان با قهرماني آنا ايوانوويچ نفر دوم جهان و شانس دوم قهرماني در اين مسابقات تموم شد. رقيب اين تنيسور صرب نفر سيزدهم در رده بندی جهانی، دينارا سافينا بود.

آنا ایوانویچ، متولد 6 نوامبر 1987 در شهر بلگراد کشور صربستان هست که در حال حاضر در شهر بازل سوییس زندگی می کنه. 186 سانتی متر قد و 69 کیلو وزن داره. این گرند اسلم اولش هست که می بره و میتونه خودش را تا نفر اول رده بندی تنیسورهای جهان بالا بکشه. چیزی که تو مسابقات این دوره از اون میشه یاد کرد ضربه های خیلی حرفه ای اون به گوشه ها و ضربات over lap در نزدیکی تور بود. البته از ضربه های فورهند مرگ باری هم که گاهی استفاده می کرد نمیشه بی تفاوت گذشت. در واقع غلاوه بر قدرتی که داره در زدن ضربه ها، از تکنیک خوبی هم بهره می گیره.

فردا فینال مسابقات مردان بین راجر فدرر و رافائل نادال هست. سعی می کنم بعد از اون بازی ویژه نامه ای برای مسابقات تنیس امسال و کلا گرند اسلمها تهیه کنم.

جرج برنارد شاو

مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید.

 

جرج برنارد شاو

بوي خوش يك زن

هميشه از ديدن فيلم بوي خوش يك زن فيلم لذت بردم و امروز كه براي شايد بيش از دهمين بار بود كه فيلم را مي‌ديدم، احساس تازه بودن فيلم را باز هم احساس مي‌كردم.اين فيلم  صحنه‌هاي احساسي و تاثير گذار زيادي داره. به خصوص صحنه دفاع آل پاچينو از چارلي. يكي از صحنه‌هاي خيلي احساسي و دوست داشتني اين فيلم، صحنه رقص تانگو آل پاچينوست.

 

لينك صحنه رقص در youtube

آل پاچينو در ويكيپديا فارسي

چيزي ندارم

تو مرا به نام مي خواني، نام ات را نمي دانم.

توبه من اشاره كردي، اشارت نمي توانم.

من،

براي آن كه چيزي از خود به تو بفهمانم،

جز چشم هايم چيزي ندارم.

بهار دلكش

بــــــهار دلـــکش رســـــيد و دل به جــا نباشد
از آن کــــه دلــــبر دمـــــي به فکـــــر ما نباشد
* * *
در اين بـــهار اي صــــنم بيـــا و آشــــتي کــن
که جنــــگ و کــــين با مــــن حزين روا نـباشد
* * *
صبحدم بلبل، بر درخت گل، بخنده مي گفت
نازنيـــــنان را، مه جبيـــنان را، وفــــــا نباشـد
* * *
اگــــر کـــــه با اين دل حـــزين تو عـهدُ بستي
عزيز مـــــن با رقـــيب مـــن، چـــرا نشستي؟
چرا دلــــــم را عــزيـــز مـــن از کــينه خستي
* * *
بيــــا در بــرم از وفـا يک شب، اي مه نخشب
تـــازه کــــن عهـــدي کـــــــه بــــر شکـــستي

 

خواننده : استاد شجريان
آهنگساز : درويش خان
سال آفرينش : 1294
تنظيم جديد : استاد پايور
شاعر : محمد تقي بهار
آهنگ در مايه : آواز ابوعطا

كمي غرغرانه

هميشه از تعطيلات عيد بدم ميومده. 4 روز از بهار گذشته و 5 روزه كه من تعطيلم. از روز 28 اسفند كه اومدم خونه، پا را از در بيرون نذاشتم و هيچ جا نرفتم. مثل هرسال. روز 4 فروردين هم كه طبق قانون خانواده طريقت! ما ميزبان خيل عظيمي از علاقه‌مندان يه سله رحم سالي يكبار هستيم و جلوس مي‌كنيم تا اقوام و خويشاوندان عزيز وظيفه مبارك را به جا بياورند. اه! اصلا حوصله ندارم. خوشحالم كه فردا اداره‌ها باز ميشه و من ميرم سر كار. من هيچوقت نتونستم از عيد لذت ببرم. اه اه!

گرامي ترين ها

گرامي ترين و زيباترين ها در جهان،
نه ديده مي شوند،
و نه حتي لمس مي شوند،
آن ها را تنها بايد در دل حس كرد ...

اولين نوشته سال جديد

خوب این هم روزهای سال 1386 خورشیدی که به سرعت گذشت. حرف‌های من در آستانه سال نو حرف جدیدی نیست‌ همان حرف‌های تكراري همه آدمهاي ديگه است. سال گذشته برای من سال خیلی بدی نبود هر چند لحظات تلخی رو در این سال تجربه کردم ولی در کنار اون شیریني‌هايي هم وجود داشت. به بعضی از اهداف و خواسته‌هام رسیدم، باقی یا نیمه‌کاره موند یا اصلا بهشون نرسیدم و رفت برای سال آینده.

خيلي چيزهايي كه فكر نمي‌كردم افتاد و خيلي چيزهايي كه فكر مي‌كردم نيافتاد. از برگشتن به محل كار قبليم، از به هم خوردن دوستي‌ها و رفع سوء تفاهم‌ها و دوستي‌ها و قهر‌ها و دعواها و قبولي دانشگاه و .... خلاصه خيلي اتفاق‌هاي خوب و بدي كه افتادن يا نيافتادنشون در اختيار من و اطرافيانم نبود و نيست. فقط اميدوارم همه چيز خوب و خوش و به صلاح من و خانواده و دوستانم باشه و امسال هم با سلامتي و موفقيت براي همه شروع بشه و به همين صورت هم تموم بشه. همينطورامیدوارم سال جدید طلیعه‌ی موفقیت‌های بزرگ برای شما و هم برای خودم باشه.

 

پي نوشت:

ميگن سالي كه نكوست از بهارش پيداست! اولين وام امسال را گرفتم. خدا تا آخر سال را به خير كنه :دي

سال نو مبارك




بيماري نزديك بيني وبلاگي

نميدونم حتما شما هم اينجوري شديد! اوايلي كه كه مي خواستم وبلاگ بنويسم، تو دلم مي‌گفتم از همه چيز مي‌نويسم و راجع به همه حرف مي‌زنم و از اين چيزا. وقتي اولين وبلاگم را درست كردم سعي كردم همينجوري عمل كنم. اما هر چي جلوتر رفتم و خواننده‌هام بيشتر شد، محافظه‌كاري تو نوشتن پيدا كردم و دچار خود‌سانسوري شدم. شما هم اينطوري شدين؟ اسمش را گذاشتم نزديك‌بيني وبلاگي، يا شايد بهتر باشه بگم محافظه‌كاري وبلاگي... اصلا خوبه يا بد؟

7 ماهه بودي؟

آبستنت كه شدم،
تنها 7 ماه طول كشيد
تا زاييدمت.

درد زايمانت
از هر دردي سخت‌تر بود.

...

در بحراني ترين روزهاي  زندگي, شبانه روز (جنگ2 جهاني) 18 ساعت کار مي کردم. هر وقت از من مي پرسيدند که براي مسئوليت بزرگي که بر عهده دارم (رهبري انگلستان در جنگ)آيا نگران مي شوم يا نه؟ در پاسخ مي‌گفتم :به اندازه کافي گرفتار و سرگرم کارم که  فرصتي براي نگراني و تشويش ندارم!

 

وينستون چرچيل

رسم بيداد

شعري كه تو پست قبلي فرستادم، نمي دونم از كيه! يه آلبومي دانلود كرده بودم به اسم زهر حسرت كه دكلمه اين شعر توش بود. از اين پست شعرش را پيدا كردم. هر چي هم گشتم جاي ديگه‌اي منبعي راجع به شاعرش پيدا نكردم. اگر دوست داشتيد دكلمه اين شعر را هم مي‌ذارم براتون.

راز حسرت

حالمان بد نيست غم كم مي خوريم
كم كه نه هر روز كم كم مي خوريم
آب مي خواهم سرابم مي دهد
عشق مي خواهم عذابم مي دهد
من نمي دانم كجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نكردي آفتاب ؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند
بي گناهي بودم دارم زدند
بعد از اين با بي كسي خو مي كنم
هر چه در دل داشتم رو مي كنم
درد مي بارد چو بدترمي كنم
طالعم شوم است باور مي كنم
خنجري نا مرد بر قلبم نشست
از غم نا مردي پشتم شكست
نيستم از مردم خنجر بدست
بت پرستم بت پرستم بت پرست
عشق اگر اي است مرطد مي شوم
خوب اگر اين است من بد مي شوم
قفل غم بر سلولم نزن
من خودم خوش باورم گولم نزن
من نم گويم كه خاموشم نكن
من نمي گويم فراموشم نكن
من نمي گويم كه با من يا باش
من نمي گويم مرا غمخوار باش
من نمي گويم دگر گفتن بس است
گفتنم ما هيچ نشنيدن بس است
روزگارت باد شيرين شاد باش
دست كم تو هم يك شب فرهاد باش
واي رسم شهرتان بيداد باد
شهرتان از خون ما آباد باد
از در و ديوار شهرتان خون مي چكيد
خون من فرهاد و مجنون مي چكيد
خسته ام از قصه هاي شومتان
خسه از همدردي مصنوعي تان
عشق از من دور و پاي من لنگ بود
قيمتش بسيار و دست من تنگ بود
كوه كندن گر نباشد پيشه ام
بويي از فرهاد دارد تيشه ام
گر نرفتم هر دو پايم خسته بود
تيشه گر افتاد دستم بسته بود
هيچ كس دست ما را وا كرد ؟ نه
فكر دست تنگ ما را كرد ؟ نه
هيچ كس اندوه ما را ديد ؟ نه
هيچ كس از حال ما پرسيد ؟ نه
هيچ كس چشمي برايم تر نكرد
هيچ كس يك روز با من سر نكرد
هيچ كس اشكي براي من نريخت
هر كه با ما بود از ما مي گريخت
چند روزي است حال من ديدني است
حال من از اين و آن پرسيدني است
گاه بر زمين زل مي زنم
گاه بر حافظ تفعل مي زنم
حافظ ديوان فالم رو گرفت
يك غزل امد كه حالم رو گرفت
((ما ز ياران چشم ياري داشتيم
خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم ))

سياه نوشته

دوباره خودنويسم را پر از جوهر سياه كردم. خودنويسي كه همراه شبهاي تاريكم بود، كه شب را چون رنگ جوهرش مي ديدم و تنهاييم را با آن رنگ مي زدم. چند وقتي بود كه فراموشش كرده بودم و جوهرش را خشكانده. آري! جوهرش را خشكانده بودم! چون كه خود را در هجمه‌اي از تفكرات پوچ و واهي قرار داده و تنهاييم را پايان يافته تلقي كرده بودم. اما...

 

امشب نوشته هايم نيز سياه گرديده‌اند. ديگر حتي نوشته‌هايم نيز رنگي از تو ندارند. قلم سياه رنگي كه هرگاه مي‌لغزيد نقشي از تو و ياد تو بر صفحه سفيد كاغذ مي‌نگاشت، امشب از تو خالي‌ست. گويي همچون كوير  تشنه است و نقش‌هايي كه ميزند، نقش‌هاي ترك‌هاي پينه بسته بر خاطرات دور و نزديك تو هستند. ترك‌هايي كه جاي لذت نوشتن از تو، درد از تو نوشتن دارند و تنها گوشه‌اي از آن دردفزون افته روحم را بر صفحه سفيد نقاشي مي‌كنند. آري! خود نويسم نقاش دردها شده است امشب.

 

از تو بنويسم؟ مي‌نوشتم! اكنون چه؟ آيا ارزشي دارد؟ هرگز! از خود بنويسم؟ مي‌نويسم، از خود نه! از اشتباهاتم! از تكرار حماقت‌هايم.نه! حتي از اينها هم نوشتنم نمي‌آيد. حيف جوهري است كه براي نوشته‌هايم صرف كنم.

 

تنها براي ثبت در تاريخ مي‌نويسم: از اول اشتباه كردم!

روزهاي سخت و دوست داشتني

چند وقتي ميشه كه دست به نوشتنم نميرفت. نمي دونم چرا. اما خوب ديگه! تنبلي بسه! :دي . اين چند وقته كه براي امتحان ها اومدم اينجا كار خاصي جز درس خوندن نداشتيم. دانشجو جماعت هم كه همه چيز را براي شب امتحان جمع ميكنه و هيچ وقت هم درس عبرت نميشه براش. هميشه هم ميگه از ترم بعد، از ترم بعد. اما معلوم نيست اين ترم بعد كي قراره بياد. :دي

امروز با امتحان تحقيق در عمليات 4 تا امتحان سخت را پشت سر گذاشتم و 3تاي ديگه ميمونه. اگر از مديريت مالي بگذريم (كه نمي دونم چطور دادم!) بقيه امتحانات را خوب دادم. خيلي دوست داشتم بتونم معدلم بالاي 17 بشم تا بتونم عقب افتادگي اين ترمم – 20 واحد پيش نياز خوردم بهه خاطر غير مرتبط بودن رشته ام – را جبران كنم، اما با امتحان ديروز بعيد ميدونم اين اتفاق بيافته.

: - ( گرچه خيلي هم مهم نيست.:دي

اما خدايي اين لنگه كفش پاره پوره – اينترنتdialup – هم خودش تو بيابون نعمتيه ها! واي كه اين چند وقته چي كشيدم بدون اينترنت! اونم من! يه معتاد تمام عيار. صبح ليست google reader را داشتم نگاه مي كردم. از اينكه با ايد سرعت نمي تونم اين همه مطلب انباشته شده را بخونم دچار افسردگي شديد و مضمن شدم. خدايا! هيچ كش را دچار اين درد نكن. :دي