جهان سوم 2

جهان سوم جاییه که هرچه بی سوادتر باشی، مقام و پستت بالاتره، هرچی باسوادتر، بیشتر بهت فشار میاد و له میشی. جاییه که مدیریت راحت ترین کار و مسئولیت پذیر بودن، بی اهمیت ترین کار حساب میشه. هر چی مدیرتر، بی سوادتر و هرچه مسئولیت پذیرتر، بیشتر زیر فشار.

جهان سوم 1

جهان سوم جاییه که سر یه 25 تومن اضافه یا کم بودن کرایه چنان دعوایی بین راننده و یه مسافر میشه که اگر تو کلاهت رو برنداری و از اتوبوس فرار نکنی ممکنه چند صد برابر اون برات هزینه برداره.

سینمای امروز ما

سینمای امروز ما جاییِ که از هزار دستان ها  و دلشدگان ها به هوش سیاه ها و فاصله ها رسیدیم. جاییِ که از اکبر عبدی دلشدگان به اکبر عبدی اخراجی ها رسیدیم. جاییه که از علی حاتمی ها به خیل عظیم کارگردان های گیشه ای ساز و هجو ساز امروزی رسیدیم. جاییِ که طبع تماشاچی ها از شنیدن دیالوگ های زیبا و ادبی به شنیدن جیغ و دادها و دعوا بر سر طلاق گرفتن ها رسیده. جاییه که از ساختن فیلم به مناسبت هزاره موسیقی و برای گرامیداشت اونها به ساختن فیلم های به اصطلاح خانوادگی رسیده. …

از کجا به کجا می رویم؟

زندگی





همه ترس های من

چند روز پیش با یکی از دوستام نشسته بودیم کافه و داشتیم حرف می زدیم. گفت دچار بیماری فلان شخص شده. گفتم یعنی دلت براش تنگ میشه و اینا؟ گفت نه! یعنی مثل اون همینطوری که صبح بیدار می‏شم، ته دلم میلرزه. دیدم این مرض رو منم دارم. منم از خیلی چیزها می ترسم. همه ترس های من زیاد هستن. از صبح که بیدار میشم تا موقعی که می خوابم. حتی تو خواب هم گاهی کابوس این ترس ها گریبانم رو می گیره.

ترس از آینده، از رابطه، از زندگی، از مرگ اطرافیانم، از وابستگی به آدم ها، از زنده بودن خودم، از بالا رفتن سن، از ازدواج، از …. همه ترس‏های من زیادن. ترس من، از همه این هاست.

حسرت

...که گرفتی مرا در بَرِ خویش...

ژانر 2

اونهایی که دیدگاه یا طرز فکر خودشون رو به همه آدم ها تعمیم میدن.

مثال: 100 فیلم/کتاب/موسیقی که قبل از مرگ باید دید/خوند/گوش کرد.

ژانر 1

اونایی که برای رسیدن به یه خواسته ای، بر خلاف همون خواسته عمل می کنن

نمک رو زخم

اگر قلب ادم رو تیغ می‌زنید، مرام نمی‌خواد، ادم باشید نمک رو زخمش نپاشید.

خداحافظ دهه سوم، سلام دهه چهارم

تنها چند روز به پایان دهه سوم زندگیم و آغاز دهه چهارم اون مونده. دهه سومی که روبه پایان اون هستم پر بود از خاطرات خوب و بدی که چند روزی هست که دارم مرورشون می‏کنم.

تو همون سال‏های اول که دانشجو بودم و کار می‏کردم. چه روزها و شب‏های سخت اما شیرینی داشتم. چه بی‏پولی‏های طولانی و اذیت کننده‏ای رو می‏گذروندم گاهی اوقات. درسم تموم شد و کار پیدا کردم جای دیگه‏ای. سخت کار می‏کردم و تلاش می‏کردم. برنامه‏ای که تا 25 سالگی برای خودم نوشته بود با اندکی تاخیر(حدود1 سال و نیم) انجام شد. دانشگاه قبول شدم دوباره و ….

همه اینها، چه خوب و چه بد، چه تلخ و چه شیرین گذشت. مهمترین دهه زندگی همیشه برای من دهه سوم بود. همیشه اینطوری فکر می‏کردم که: “تا 30 سالگی باید بدویی و کار کنی تا به یه وضعیت پایدار برسی که بعدا بتونی ازش بهره ببری” اما الان خیلی هم وضعیتم پایدار نیست. خیلی‏ها از من کوچکتر هستند و موفقترند. از طرفی خیلی‏ها هم بزرگترند و ناموفق.

اصلا من نمی‏دونم چی هستم؟ موفق یا ناموفق؟ از خودم راضیم یا ناراضی؟ چه می‏خواستم و چه شد؟ اصلا چیزی می‏خواست؟ یا هرچه پیش آید خوش آید گذران عمر کرده‏ام؟ اصلا چقدر امید هست به آینده؟ چقدر از آینده و نتیجه تلاش من دست خودم و بر مبنای شایستگی من هست؟ وقتی به سئوالات بالا نگاه می‏کنم تحت فشار زیادی از جواب‏ها و خیلی سئوالات دیگه قرار می‏گیرم. سئوالات بی‏جواب و یا با جواب‏های ترسناک.

عوض شدن دهگان سنم حس عجیبی داره ایجاد می‏کنه. “3” عددی که فقط 1 واحد از 2 بیشتره اما واسه من معنای بیشتری داره. معنایی به اندازه سال‏ها دوری و فاصله از خیلی چیزها….

نوشته من ادامه داشت اما لزومی نداشت. سی سالگی هم مانند سال‏های دیگر چون چشم بر هم بگذارم تمام می‏شود و آب از آب تکان نمی‏خورد. باور کنید. خودم هم باور کنم؟

جیمز کمرون

" برای خودت مرزی قائل نشو. بقیه آدم‏ها این کار را برای تو انجام می‏دهند. خودت این کار را نکن، به خودت نگو که موفق نمی‏شوی و ریسک کن. در ناسا جمله‏ای وجود دارد که آن را دوست دارند: "شکست بین گزینه ها نیست." اما من می گویم شکست بین گزینه‏ها است، اما ترس، نه!"


جیمز کمرون

به بهانه سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی

پوران شريعت رضوي (همسر دكتر):
علي تعريف ميكرد: روزي يكي از سربازهايي كه نگهبان سلول من بود، سوال كرد كه تو را براي چي گرفتند؟ اسلحه داشتي؟ جواب دادم، بله. پرسيد چند تا داشتي؟ جواب دادم، دو سه تا. گفت: ماركش چه بود، جواب دادم: خودكار.


سالشمار زندگي
1312 تولد در مزينان سبزوار
1319 ورود به دبستان ابن يمين در مشهد
1325 ورود به دبيرستان فردوسي مشهد
1329 ورود به دانشسراي مقدماتي مشهد
1331 اشتغال در اداره فرهنگ بعنوان آموزگار-اتمام دوره دانشسرا
1332 عضويت در نهضت مقاومت ملي
1333 اخذ ديپلم كامل ادبي
1335 ورود به دانشكده ي ادبيات مشهد
1336 دستگيري به همراه 16 نفر از اعضاي نهضت مقاومت ملي
1337 فارغ التحصيلي از دانشكده ادبيات با رتبه اول-ازدواج با پوران شريعت رضوي
1338 اعزام به فرانسه با بورس دولتي
1342 اتمام تحصيلات و اخذ مدرك دكترا در رشته تاريخ
1343 بازگشت به ايران و دستگيري در مرز
1345 استادياري تاريخ در دانشگاه مشهد
1347 آغاز سخنرانيها در حسينيه ارشاد
1351 تعطيلي حسينيه ارشاد و ممنوعيت سخنراني
1352 دستگيري و گذراندن 18 ماه زندان انفرادي
1354 خانه نشيني
1356 مهاجرت به اروپا-مرگ مشكوك در انگليس-تدفين در سوريه

روزهایمان

انقدر روزهایمان به :( گذشته است که حتی :| بودن برایمان ارزویی در دور دست‌هاست.

زندگی

زندگی، مرگ تدریجی است با شکنجه.

به كجا چنين شتابان

به كجا چنين شتابان. هوووووي زمان با توام. كه چي مثل اسب نشادر خورده از عقب رَم كردي يورتمه مي ري. افسارت گير كرده به دستام. منم داري مي بري. نميخواااااام بيام...

زندگی و جاده

جاده، مثالی از زندگی. تاریکی تونلها، مثالی از تیرگی‏های زندگی. تو زندگی هم چراغی هست که تاریکی تونل‏هاش رو روشن کنه؟

دقیقا برعکس آن سال هایم

مدتی هست که احساس عجیبی دارم. احساس عجیبی از با مردم بودن، بین مردم بودن و در کنار مردم بودن. به گذشته های دور خود که نگاه می کنم، سر شار از انرژی و علاقه به در میان مردم و دقیقا مرکز توجه مردم بودن در خود احساس می کردم. احساس اعتماد به نفس عجیبی در خود حس می کردم. دقیقا چیزی برعکس احساس الان و این روزهایم.

این روزها کم حرف تر از سال های پیش، فراری نسبت به مردم، خالی بودن از احساس خوب و فرار از مسئولیت های روزمره، اجتماعی و فردی و حتی در مورد خود در من بروز کرده. زنگ تلفن و موبایل و اس ام اس سریعا تپش قلب من را تشدید کرده و استرس وارد می کند. چیزی که در گذشته نداشتم. بر عکس احساس الان و این روزهایم.

این روزها از مردم فرار می کنم. از مردم واقعی فرار می کنم. از طرفی دچار پارادوکسی شدید شده ام. چون همان انسان ها در دنیای مجازی برایم جذاب و دوست داشتنی هستند. راحت ارتباط برقرار می کنم، حرف می زنم، می خندم، گریه می کنم و در یک کلام زندگی می کنم. بر عکس این روزهایم در دنیای واقعی.

در دنیای مجازی می خندم، اما لبهایم در دنیای واقعی حرکت نمی کند.  موسیقی پخش شده از کامپیوترم آرامش بخش است، دقیقا برعکس صداهای خیابان و اطرافم. در شبکه های مجازی حرف میزنم با دوستانم اما وقتی می بینمشان حرفی برای گفتن ندارم. وقتی در جامعه مجبور می شم برای موضوعی، دفاع از حقی و … بر خورد اجتماعی داشته باشم سراسر وجودم را ترس فرا می گیرد. درست بر عکس سال های دور و دراز گذشته.

زندگی مرا می ترساند. زندگی تنهای خودم در دنیای خودم شیرین است. اما با ایجاد مسئولیت، ترس بر من غالب می شود. حس عجیب تنهایی، آن هم در بین مردم و در جامعه. شاید امروز عصر واقعا احساس کسی که از جامعه متنفر است و خودکشی می کند را درک کرده بودم. شاید به نوعی بیماری اجتماعی دچار شده ام. شاید من همان آدم گذشته نیستم. اما یک چیز را مطمئنم. آن هم درست بودن همه موارد بالاست.

احساس بدی به خودم دارم. شاید هم نداشته باشم. دقیق نمی دونم. اما مطمئنم حالم خوب نیست. دقیقا بر عکس حال سال های دورم.

در شهر

در شهر، بخش جدیدیِ که به زودی اینجا راه اندازی می شه. نوشته ها و دیده ها و گپ و گفتگوهایی که تو سطح شهر، داخل اتوبوس، تاکسی یا هرجای دیگه ای تو سطح شهر می بینم و می شنوم و می زنم. عمدتا به خاطر سفرهای درون شهری که با اتوبوس و تاکسی دارم اتفاقات زیادی می افته که تا الان اغلب تو دفتر یادداشتِ جیبیم می نوشتم. درشهر، به زودی…

درسواره زندگي - 11

يا من شاگرد تنبلی شدم، یا استاد نداریم، يا من مدرسه رو عوضی رفتم، یا سطح درسها بالا رفته، یا من …. هر چي که هست خيلي وقته از زندگي درسي ياد نگرفتم…

جام جهان نماي آي تي - 2

هفته گذشته ميلادي (8 – 14 فوريه 2010) با خبرهاي مختلفي همراه بود که شايد بتوان مهمترين آن را راه‌اندازي سرويس جديدي از طرف شرکت گوگل به نام Google Buzz ناميد.

اگر درهفته گذشته حساب جي‌ميل خود را باز کرده باشيد با اضافه شدن يک گزينه در زير کلمه inbox مواجه شده ايد. سرويسي که شرکت گوگل براي جبران شکست هاي خود در راه اندازي سايت-هاي اجتماعي مانند orkut راه اندازي کرده، هرچند داراي جذابيت هاي هميشگي محصولات شرکت گوگل است، اما ايده آن بسيار شبيه سايت هايي همچون twitter, friendfeed و facebook است.

شايد مهمترين نقد در مورد اين سرويس، کپي تمام عياري ازسايت friendfeed بودن آن باشد. سايتي که مي‌توانيد مطالب مورد علاقه خودتان را با دوستانتان به اشتراک بگذاريد، براي مطالب ديگران نظر بدهيد و يا حتي مطالب را به دو دسته عمومي و ويژه دوستانتان تقسيم کنيد.از ايرادهاي ديگري که به اين سرويس وارد شده است مي توان شلوغ کردن محيط حساب پست الکترونيکي، دعوت اتوماتيک از افرادي که حتي شايد فقط يک بار با آنها در تماس بوده ايد، و عدم رعايت مسائل مربوط به حريم خصوصي افراد را نام برد. البته اين سرويس شايد براي افرادي که از سايتي همچون فرندفيد استفاده نکرده اند، داراي محيطي جذاب و دوست داشتني باشد، اما به هر حال مواردي که در بالا ذکر شد و شايد مواردي ديگر، هنوز بسياري از کاربران را به سمت اين سرويس نکشانده است.

اما در هياهوي راه اندازي سرويس Google Buzz ، خبر رشد توييتر نيز در خور توجه است. طبق آماري که از طرف سايت Royal Pingdom ارائه شد، توييتر رکورد يک ميليارد و 200 ميليون توييت در ماه ژانويه را ثبت کرده است که Evan Williams مدير عامل شرکت توييتر آن را درنورديدن تمام مرزهاي موجود ناميده است. با توجه به آمار ارائه شده مي توان به سهولت، رشد 16 برابري توييتر را در ژانويه 2010 نسبت به همين ماه در سال 2009 مشاهده کرد.همچنين در 3 ماهه گذشته توييتر رشدي معادل 17 درصد را شاهد بوده است. تفسير اين اعداد ساده به نظر مي رسد: توييتر در يک روند کاملا شفاف و سالم رو به رشد حرکت مي کند. اما به هر حال توييتر با مشکلاتي که مدت ها پيش گريبان گيرش بوده، همچنان در جدال است و شايد آمار Royal Pingdom بسياري از مشکلات اين سايت محبوب و دوست-داشتني را نمايش نداده است.
اما مشکلات فقط مختص شرکت توييتر نبوده و گريبان گير بسياري از شرکت هاي بزرگي همچون ياهو است. شرکت ياهو و سايت آن همچنان داراي مشکلات بزرگي هستند. شرکت ياهو که چندي پيش با واگذاري بخشي از خدمات خود به مايکروسافت اميدوار بود مشکلاتش کاهش پيدا کند، اين روزها با واگذاري خدمات کاريابي خود، نشاني از بهبود را در خود نمي بيند. ياهو خدمات کاريابي خود موسوم به Hotjobs را با دريافت 225 ميليون دلار به شرکت مانستر واگذار کرد. روند فروش و يا توقف خدمات ياهو از زمان انتخاب کارول بارتز به عنوان رئيس هيات مديره ياهو شدت گرفته، به طوري که وي قصد دارد اوضاع نابسامان اين شرکت را تا حدودي بهبود بخشد. بر طبق توافق دو طرف، تبليغات مانستر تا سه سال در صفحه اصلي ياهو در آمريکا و کانادا به نمايش در مي آيد و شرکت ياهو سالانه و بر حسب ميزان ترافيک سرويس شغل يابي مبالغي را از اين شرکت دريافت مي کند. قرار است اين توافق در سه ماهه سوم سال 2010 نهايي شود. هرچند قرار است برخي از جزئيات اين قرارداد که در مورد تامين محتوا و ترافيک اين سرويس است تا چند ماه آينده محرمانه باقي بماند.

اما شايد مهمترين اتفاقي که در دنياي موبايل از 15 تا 18 فوريه شاهد آن باشيم، آغاز کنفرانس و نمايشگاه MWC 2010 يعني مهمترين اتفاق موبايلي سال است. مکاني که همچون هميشه، شاهد به نمايش درآمدن نوآوري ها و محصولات جديد شرکت هاي فعال دراين حوزه است. در اين ميان و در ميان انبوهي از گوشي هاي جديد و نرم افزارها و سيستم عامل هاي تازه به بازار عرضه شده، شايد عمده توجهات به حضور استيو بالمر در اين کنفرانس به سخنراني در کنگره جهاني موبايل 2010 معطوف شود. جايي که استيو بالمر و مايکروسافت آخرين تير خلاص را براي بقاء در بازار شديدا رقابتي سيستم عامل ها و گوشي هاي هوشمند شليک خواهد کرد. منابع مختلف خبري تاييد کرده اند که مايکروسافت قصد پرده برداري از آخرين محصول خود يعني Windows Mobile 7 را دارد.
رابط کاربري اين محصول مشابه رابط کاربري دستگاه Zune HD است و از جست و جوگر Bing بهره برده و پشتيباني بهتري از بازي هاي مبتني بر اين سيستم عامل به عمل مي آيد. هر چند رونمايي از اين سيستم عامل به منزله حضور سريع آن در بازار نبوده و بايد منتظر بود تا طي چند ماه آينده به آهستگي شرکت هاي مختلف طرف قرارداد مايکروسافت به اين پلتفرم تجهيز شون بازار موتورهاي جستجوگر، روند روبه رشد Bing همچنان ادامه داشته ياهو در حال از دست دادن کاربران است. ياهو در دسامبر ۲۰۰۹ صاحب 17/3 درصد از بازار جست‌وجوهاي اينترنتي آمريکا بود در حالي که در ماه ژانويه ۲۰۱۰ تنها ۱۷ درصد اين بازار را در اختيار داشت. در مقابل، جست‌وجوگر مايکروسافت در آخرين ماه از سال گذشته 7/10 درصد از اين بازار را از آن خود کرد و توانست در ژانويه سال جاري اين رقم را به 3/11 درصد برساند.
شرکت ComScore در گزارش خود اعلام کرد، در آوريل گذشته که جست‌وجوگر Bing هنوز معرفي نشده و مايکروسافت قراردادي را با ياهو به امضا نرسانده بود، شرکت ياهو 4/20 درصد از بازار جست‌وجوهاي اينترنتي آمريکا را در دست داشت و سهم مايکروسافت از اين بازار 2/8 درصد بود.با اين اوصاف و در چنين شرايطي، شرکت ياهو در کسب درآمدهاي خود از تبليغات آنلاين نيز با مشکلات فراوان مواجه شده است و در عين حال، هنوز نمي‌تواند بر اساس قرارداد خود با مايکروسافت درآمدي کسب کند. زيرا مقامات قضايي هنوز به طور قطعي نظر خود را در مورد همکاري اين دو شرکت اعلام نکرده‌اند.

اما شرکت گوگل بار ديگر دست به خريد شرکت ديگري زد و سايت جستجوگر اجتماعي Aardvark را که به جاي نمايش نتايج جست و جوي صفحات وب، جواب درخواست‌ها را از افراد واقعي دريافت مي کند، خريداري کرد. اين جستجوگر ادعا مي کند که جواب درخواست جست و جوي شما را از متخصصان واقعي حوزه مورد نظر پرسيده و نتيجه را در کمتر از ۵ دقيقه به اطلاع شما مي رساند.اين معامله و تبادل اطلاعات دو شرکت بطور فوري انجام خواهد شد، زيرا که گوگل از حدود ۲ سال پيشتر همکاري نزديکي را با ايده پردازان Aardvark آغاز کرده بود. لازم به ذکر است که گوگل در نطق خود اظهار كرده است که بهينه سازي اين سرويس در هفته‌ها و ماه‌هاي آينده به تکميل خواهد رسيد تا کاربران بتوانند هرچه سريعتر و دقيق‌تر از اين سرويس بهره ‌برداري کنند.

اما آخرين رويدادي که تحت تاثير آي تي قرار دارد، المپيک زمستاني 2010 ونکوور کانادا است. المپيک زمستاني امسال در ونکوور در حال برگزاري است و سايت رسمي آن از طريق آدرس http://www.vancouver2010.com در درسترس قرار دارد. اما شبکه تلويزيوني NBC با همکاري Bing مايکروسافت در حال پوشش زنده مسابقات، ويدئوها و تحليل هاي مربوط به مسابقات هستند. موتور جستجوي اين سايت Bing بوده و ويدئوها و عکس هاي HD مربوطه با استفاده از تکنولوژي سيلورلايت مايکروسافت قابل مشاهده است. همچنين خيابان هاي ونکوور با استفاده از Bing's interactive StreetSide Maps قابل رويت بوده و موتور جستجوي بينگ نيز همه روزه عکس ها و بخش هايي را به اين موضوع اختصاص خواهد داد. به هر ترتيب مايکروسافت براي تبليغ موتور جستجوي خود و نمايش قابليت هاي آن از هر فرصتي بهترين استفاده را به عمل مي‌آورد.

لينک خبر در سایت ICTpress